کارگاه ... عشق ...
آشنایی با کارگاه «. . . عشق . . . »
جدیدترین کارگاهی که برای برگزاری در دورۀ «کافهخلاقیت» آماده شده است کارگاه « . . . عشق . . . » است.
در سال ۱۳۸۴ پس از ورشکستگی در کار و زندگی بنا به پیشنهاد دوستی ارجمند به مدرسهای وارد شدم که نزدیک به ۲۵ سال پیش بهعنوان دانشآموز از آن خارج شده بودم. به یاد آوردم که چه دوران طوفانی، سخت و ناگوار و همزمان پربار و شگفتانگیزی بود.
طوفانی، سخت و ناگوار برای اینکه عاشق شده بودم، گیج میزدم، عذاب میکشیدم، زار میزدم و مدام هم در درسم افت پیدا میکردم اما کسی نبود که بگوید «خرت به چند است» و هیچکس کمترین توجهی به این موضوع نداشت جز یک تن، دبیر ریزاندام و جدی جبر، روانشاد بهرام خسروی که یک بار پرسید « چی شده، عاشق شدی؟» و من ماتومبهوت که او از کجا میداند و اکنون در این سن میفهمم که او چهگونه متوجه حالوروز من شد.
دوران پربار و شگفتانگیز
آن دوران پربار و شگفتانگیز بود چرا که هماکنون تجربههای نابی برای درک نوجوانان و همدلی و کمک به آنها دارم. از همان سالی که در دبیرستان ماندگار فیروزبهرام مشغول به خدمت شدم، دریافتم که آش همان آش است و کاسه همان کاسه یا به قولی دیگر هنوز در بر همان پاشنه میچرخد. هنوز هم از بزرگترین دغدغه و مشکل بچهها کششهای عاطفی و جنسی را میتوان یاد کرد که نمیدانند باید با آن چهکار کنند.
مثل آدمی که سنگ به سرش خورده گیج و منگ و آشفته و زودرنج و عصبی و . . . از سوی مدرسه هم توقع نمراتی درخشان در کارنامه. اما اگر نتایج قابلتوجه نباشد، اگر سر کلاس در عوالم خود باشد و نگاهش به تختۀ سیاه مانند نگاهی به دوردستها و مات باشد کسی نیست که برای آن کاری کند. حداکثر کاری که گاهی برخی انجام میدهند اشاراتی است مانند همان دبیر محترم جبر. فکر کردم لازم است کاری کنم. کتاب خواندم، تجربیاتم را به یاد آوردم، با اهل فن مشورت کردم و . . .
من با وجود جایگاهم بهعنوان معاون پرورشی ابزار، زمان و فرصت لازم و امکاناتی برای رسیدگی به این موضوعها را در مدرسه ندارم. اما از اینها مهمتر این است که بچهها اغلب به زور و فشار خانوادۀ خود به مدرسه میآیند و طی ۱۲ سال چیزهایی و به شیوهای یاد میگیرند که کمترین نسبتی با موضوعهای زندگی واقعی در اجتماع دارد.
اگر هم باشند مدارسی که در زمینههای اینچنینی کار کنند اولاً در کل بسیار اندک هستند ثانیاً در همان مدارس هم این موضوعها اصل نیست بلکه حاشیه و فرع است چرا که همگان بر اصل بودن آن توافق ندارند و . . . متوجه شدم وقتی اغلب بچهها با این فشار و مصلحت و با این بیانگیزگی به مدرسه بیایند شنوایی لازم را هم ندارند. حتی دُر و گوهر هم به پایشان بریزی چون خواهان و متقاضی نبودهاند گوش شنوا هم ندارند.
موضوعهای بسیار زیاد و بسیار واجبتری برای یاد دادن در مدارس داریم اما هم رویکردهای پیشگفته و هم مسائل ریز و درشت دیگری که در حوصلۀ این متن نیست من را به فکر واداشت که کارگاههای «کافهخلاقیت» از جمله کارگاه « . . . عشق . . . » را پایهریزی کنم تا جوابگوی متقاضیان باشم.
-
کارگاه «. . . عشق . . . » در بارۀ چیست؟
کارگاه « . . . عشق . . . » در بارۀ پدیدهای عاطفی- جنسی است که در زبان عامیانه به آن عشق و در زبان تخصصی به آن شیفتگی میگویند. البته معمولاً بار و جنبۀ عاطفیِ این خواهش بر جنبۀ جنسی میچربد.
فرد در این حالوهوای ذهنی و عاطفی که معمولاً نخستین بار در سنین بلوغ تجربه میشود بدون اینکه انتخابی داشته باشد با شدتی غیرقابلکنترل شیفته، خواهان و وابستۀ جنس مخالف- معمولاً- میشود. آنچنانکه همۀ امورات زندگیش تحت تاثیرآن قرار گرفته و البته نزد افراد گوناگون در این شدت و حدت تفاوتهایی هست.
-
کارگاه «. . . عشق . . . » برای چه کسانی مناسب است؟
نتیجۀ نهایی برای برخی در این وادی- تجربۀ عشق- وصال است و برای برخی فراغ. برخی به یار میرسند و برخی برای همیشه در حسرت همنشینی با او میمانند. این دوره برای هر دو گروه است. هم آنانی که بهوصال رسیدهاند اما هنوز به هر دلیلی راضی نیستند و هم برای آنان که هرگز موفق به دیدار و وصل یار نشدند و هنوز کموبیش در خیالات خود یادی از آن عشق ناکام میکنند و زمانی را در خاطرات خود غوطه میخورند.
البته این کارگاه برای گروه سومی هم هست،کسانی که هماکنون در کوران تجربۀ عشق داغِ داغ هستند و انگشتِ حیرت به دهان که « چه کنم!؟ »
-
مشخصات کارگاه « . . . عشق . . . » چیست و چهگونه برگزار میشود؟
۱۲ هفتۀ پیاپی به صورت کلاسهای گروهی با حضور یک مربی
مدت زمان هر جلسه (نشست): ۳٫۵ تا ۵ ساعت (بسته به تعداد افراد)
برگزاریِ ویژه: در سه کارگاه نخستِ «کافهخلاقیت» زمانی برای برگزاری کلاس در هر هفته و یک گفتگوی تلفنی ۱۵ دقیقهای هفتگی در نظر گرفته شده است.
در کارگاه « . . . عشق . . . » علاوهبر امکانات بالا برای هر شرکتکننده دو قرار حضوری ۴۵ دقیقهای نیز جهت مشاورۀ خصوصیتر طی برگزاری دوره در نظر گرفته شده است.
-
نکتۀ مهم دربارۀ جلسۀ معارفه برای کارگاه « . . . عشق . . . » :
توجه داشته باشید که کارگاه « . . . عشق . . . » گامِ چهارم از دورۀ «کافهخلاقیت» است و افرادی در این کارگاه پذیرفته میشوند که سه کارگاه «رهایی» و «راه هنرمند» و « هُشیاری مالی» را بهعنوان پیشنیاز گذرانده باشند.
علت این موضوع زبان، ادبیات، اصطلاحات و مفاهیم بنیادین و ابزارهای مشترکی است که در سه کارگاه نخست آموزش داده شده و بهکاربرده میشوند.
علاوه بر آنچه گفته شد موضوعاتی که محور و کانون برگزاری هر کارگاه هستند ریشه در گذشتۀ هر شخص بهویژه تا ۵، ۷ و ۱۲ سالگی دارد. برای مثال میزان شیفتگی و وابستگی هر فرد در تجربۀ عشق نسبت معناداری دارد با میزان توجهی که والدین در دوران کودکی به فرزندان خود داشتهاند.
پذیرش درخواست ثبتنامِ هر کارگاه در پایان معارفۀ آن انجام میشود.